مفهوم و ویژگی های تبلیغات کلاسیک

مفهوم و ویژگی های تبلیغات کلاسیک

اصولا مبحث تبلیغات در اکثر کشورها بدون در نظر گرفتن سبک های برجسته تبلیغاتی و بدون یاری از متخصصان و مشاوران حرفه ای صورت می گیرد. اکثر برندها و سازمان ها تنها با ارتباطی سطحی با چند طراح و هر از گاهی افراد تبلیغاتچی که اکثرا یک نسخه را برای چندین مورد اجرا می کنند کمک می گیرند. در اینجاست که نقش ارتباط تمامی اجزأ سازمان با فرد مشاور متخصص در درجه اهمیت زیادی قرار می گیرد. قطعا استفاده بجا از سبک های مختلف بر مبنای فلسفه وجودی استراتژی ها اهداف مزیت های رقابتی نوع خدمات هر برندی در پریودهای زمانی مختلف مسلما باعث پرشهای شگفت انگیز هر برند در مقاطع مختلف خواهد شد.
همواره می دانیم که انسان موجودی ست اجتماعی و تنوع طلب و بر همین اساس پیروی از یک روش ساکن در زندگی به مرور زمان برایش کسالت بار خواهد شد. از این رو در این مقاله به مفهوم و ویژگی های تبلیغات کلاسیک پرداخته شده است.

مفهوم تبلیغات کلاسیک

تبلیغات کلاسیک (2)نحوه ارایه یک اثر تبلیغاتی به هر صورت با هنر در ارتباط است، پس می توان با نگرشی هنری برای تبلیغات، سبک هایی را در نظر گرفت در کتاب سبک های تبلیغاتی، تلاش شده است از دیدگاه بازاریابی، سبک هایی را از منظر هنری برای تبلیغات تهیه، تبیین و تدوین کرد همچنان که علوم و تکنولوژی‌های هنری پیشرفت می کنند و سبک های هنری یا مکتب های مختلف زیبایی شناسی دگرگون می‌شوند، تبلیغات نیز تحت تاثیر این تغییرات متحول می‌شود دو عامل زیبایی و اثربخشی، نقش به سزایی در نحوه ارایه تبلیغات دارند زیبایی یک تبلیغ ضرورتاً به مفهوم اثربخش بودن آن نیست. برقراری توازن و ارتباط همگون بین این دو متغیر کار بسیار دشواری است که لازمه آن داشتن اطلاعات و آشنایی کامل با هر دو متغیر است.

سبک کلاسیک، سبکی است که وضوح، سادگی و زیبایی هندسی کامل در رنگ ها، تصاویر و صحنه هایی که تبلیغ می شود، وجود دارد در این نوع آثار که با تقلید کامل از کالا یا خدمت تهیه می شود، زیبایی قانونمند، هندسی و ظاهری از اهمیت ویژه ای برخوردار است برای نمونه برنامه‌های تبلیغاتی که به طور واضح و زنده، بدون هیچگونه اغراق در کالا و خدمت با استفاده از فیگورهای عادی انسانی تهیه شود، سبک کلاسیک است.

تبلیغات کلاسیک یعنی یک تبلیغ انسانی و نشان دادن انسان به هر صورتی در ارتباط با کالا و محصول؛ گرایش به مکتب کلاسیک در بین مردم عادی بسیار زیاد است به همین منظور در مورد کالاهایی که بازار هدف آنها بیشتر عامه مردم هستند، از این سبک تبلیغاتی استفاده می‌شود. این نوع تبلیغ معمولاً برای کالاهایی مناسب است که بیشتر بدیداری باشد و زیبایی کالا، خدمات و ایده بتواند در اثر تبلیغاتی به راحتی نشان داده شده و مخاطبان با دیدن اثر تبلیغی بتوانند خود کالا، خدمات یا ایده را لمس کرده و ببینند این سبک معمولاً برای تبلیغ کالاهایی که در زندگی روزمره به کار می روند نتیجه خوبی می دهد.

ویژگی‌های تبلیغات کلاسیک

  • تبلیغات مدرنجست و جوی تعادل و کمال: سبک کلاسیک دارای تعادلی درون مایه ای ست در این سبک تلاش می شود تا محصول هر آنچه که هست، بدون هیچ گونه اغراقی مورد اشاره قرار گیرد بهترین حالت، زیباترین شکل و بهترین کارکردی که محصول یا ایده می‌تواند داشته باشد، در جهت کمالگرایی به نمایش و تجسم در می آید در این سبک تلاش می شود تا پیام تبلیغاتی از نظر کاربردی و کارکردی دقیقاً تعریفی از محصول باشد.
  • حقیقت نمایی و خردگرایی در واقعیت محصول: در چارچوب سبک کلاسیک، اثر تبلیغاتی دقیقاً واقعیت محصول یا ایده است در این نوع تبلیغ گاهی خود کالا به طور مستقیم به نمایش گزارده می‌شود و یا حتی خود کالا در اختیار آزمایشی کاربر قرار می گیرد سازنده اثر تبلیغاتی کلاسیک به دنبال نشان دادن ابعاد مختلف محصول به شکل واقعی است.
  • الهام و الگوبرداری از نمونه‌های عالی: آثار تبلیغاتی در چارچوب سبک کلاسیک می تواند مملو از شاهکارهای عالی هنری، شخصیتی و ملی متناسب با شان کالا و سازمان است به عبارت دیگر در سبک کلاسیک برای معرفی و تبلیغ محصول می توان دست به دامان نمونه های شناخته شده (در هر زمینه‌ای) نزد عموم مردم استفاده کرد.
  • ساده و مختصرگویی: سبک کلاسیک، سبک سادگی ست در این قالب، از ساده‌ترین و قابل فهم ترین عناصر دیداری و بیانی با کمترین پیچیدگی استفاده می شود، زیرا هدف نشاندان مزیت های واقعی محصول به عموم مردم است.
  • وحدت سه گانه بین زمان، مکان و موضوع: در سبک کلاسیک، از لحاظ زمانی، مکانی و موضوعی، تغییرات زیادی در محتوای تبلیغ مشاهده نمی‌شود و سازنده سعی می‌کند تا زمان، مکان و موضوع تبلیغ، مضمون و تم یکسانی داشته باشد یا به عبارت بهتر، هر اتفاقی در اثر تبلیغاتی به وقوع می پیوندد، مناسب زمان حال، مکان آشنا و موضوعی عادی است.

نگاهی به بازاریابی کلاسیک و مدرن

تبلیغات کلاسیکدر بازاریابی کلاسیک نظرات گروه مشتریان مهم است اما در بازاریابی مدرن نظر تک به تک مشتریان در دنیا امروزی بازاریابی باید با شیوه ای متفاوت از گذشته انجام گیرد که بازاریابی مدرن نامیده می شود این نوع بازاریابی در ۸ بخش متفاوت نسبت به بخش سنتی می باشد:

 

  • نظر مشتریان: در بازاریابی کلاسیک نظرات گروه مشتریان مهم است اما در بازاریابی مدرن نظر تک به تک مشتریان در بازاریابی کلاسیک وقتی نظر سنجی انجام می شود نظرات مشتریان و فراوانی آنها در تحقیقات و گزارشات آورده می شود نه نظر تک به تک مشتریان در حالی که در بازاریابی مدرن نظر تک تک مشتریان کسب و مورد ارزیابی قرار گرفته و در طراحی و ارایه خدمت و محصول مورد توجه قرار می گیرد.
  • تصویر از مشتری: بازاریابی کلاسیک تصویری روشن از مشتری ندارد. اما بازاریابی مدرن به دلیل نیاز به شناخت مشتری و امکانی که فناوری اطلاعات و ارتباطات در اختیار قرار می دهد تصویر روشنی از مشتری ، نیازها و خواسته هایش در بانکهای اطلاعاتی سازمان داشته و از آن بهره می گیرد توجه به ارتباطات در بازاریابی و امکان ذخیره سازی و بهره برداری از اطلاعات حاصل از رفتار و خصوصیات مشتری این مزیت را برای سازمان ایجاد می کند که مشتریان خود را به خوبی بشناسد.
  • محصول: برای سازمان های پیشین ارایه محصول استاندارد مزیت و سود به همراه داشت. اما برای سازمانهای امروزی تولید انبوه سفارشی سود به همراه دارد در بازاریابی کلاسیک محصولاتی استاندارد برای مشتریان طراحی و ارایه می شود در حالیکه در بازاریابی مدرن تولید اگرچه به صورت انبوه صورت می گیرد اما سفارش هر مشتری در آن لحاظ شده است.
  • تبلیغات: در بازاریابی مدرن با توجه به امکانات و رسانه های خصوصی مانند اینترنت ، ایمیل و تلفن همراه و دیگر فضاهای اختصاصی مجازی برای هر فرد و پشتیبانی بانک های اطلاعاتی قوی در این زمینه که فناوری اطلاعات آن را امکان پذیر ساخته است ما شاهد تبلیغات اختصاصی برای یکایک مشتریان هستیم. در حالی که در بازاریابی کلاسیک تبلیغات برای همه انجام می شود حال آنکه بسیاری از هزینه های تبلیغات مربوط به کسانی می شود که نه در بازار هدف قرار داشتند و نه آن را می دیدند.
  • ارتباطات: در بحث ارتباطات هم ما با دو پدیده جدید در بازاریابی مدرن روبه رو هستیم یکی اینکه سازمان ها دیگر اجازه ندارند بدون مجوز از مشتریان با آنها ارتباط برقرار کنند حال آنکه در نگرش بازاریابی سنتی بدون توجه به این حق مسلم سازمان ها به خود مجوز می دهند تا بر روی تلفن همراه مشتریان بدون اجازه و اگاهی آنها پیام ارسال کنند. از سوی دیگر در این نگرش تنها به ارتباط یکسویه توجه می شود در حالی که در بازایابی مدرن تمام تلاش ها برای برقراری ارتباطی دو سویه سامان می یابد سازمان ها در تلاشند تا مشتریان با آنها تماس بگیرنددر این نوع ارتباط است که یادگیری و شناخت مشتری مسیر می شود و می توان امیدوار بود که ثبت این تماس ها در بانک های اطلاعاتی و پردازش آنها در آینده مزیت آفرین گردد.
  • سهم: در بازاریابی سنتی هدف سهم از بازار است در حالی که در بازاریابی مدرن به دلیل اشباع شدن بازارها و رقابت سخت میان رقبا سازمانها به دنبال افزایش سهم خود از سبد مشتریان فعلی هستند. تحقق این سهم به دلایلی چون، هزینه کمتر مشتریان فعلی ، وفاداری آنها و تثبیت سودآوری آنها و آشنایی با نیازها و خصوصیات مشتریان تحقق سود سازمان ها را بیشتر از گذشته امکان پذیر ساخته است.
  • هدف: هدف در بازاریابی مدرن با کلاسیک از دو تغییر اساسی برخوردار است یکی اینکه هدف در این بازاریابی توجه به مشتریان سودده بازار هدف است در حالی که در بازاریابی کلاسیک معیاری برای سوده دهی به معنای کنونی آن وجود ندارد و بنابراین بر تمامی مشتریان بازار هدف تکیه می شود از سوی دیگر امروزه نگهداری مشتریان اولویت اول سازمان ها است نه جذب آنها.
  • نگرش به بازاریابی: در گذشته بازاریابی اصولا فعالیتی هزینه زا تلقی می شد تبلیغات ، تحقیقات ، پیشبرد و ترویج و …. تماما فعالیت هایی هزینه زا محسوب می شدند حال اینکه در شرایط فعلی و بدون انجام درست فعالیت های بازاریابی و استراتژی های اثربخش امکان بقا و رشد وجود ندارد لذا امروزه بازاریابی یک سرمایه گذاری محسوب می شود که در صورت انجام اثربخش و کارای آن می توان امیدوار بود که سازمان به اهداف خود نائل آید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.