استفاده از ضد تبلیغ برای تبلیغات

استفاده از ضد تبلیغ برای تبلیغات

امروز کشورهای پیشرفته از ضدتبلیغ برای تبلیغات گسترده و اثر گذار خود استفاده می کنند و به مراتب اثر ضد تبلیغ اثر مضاعفی روی مخاطب دارد و در تمام مسائل سیاسی اقتصادی و نظامی ابعاد این مسئله گسترش یافته و شاهد آن هستیم، این در حالی است که برخی افراد دانسته یا ندانسته دچار تله ضد تبلیغ می شوند و از اثرات زیانبار آن بسیار دچار خسارت های مالی و معنوی و بعضا غیر قابل برگشتی می شوند.

اگر در حوزه تبلیغات محیطی می خواهید وارد شوید می بایست زیر ساخت های مناسب و کافی را داشته باشید. رسانه محیطی بقدری قدرتمند است که می تواند کسب و کار شما را متحول کند و عکس آن اگر زیر ساخت های مناسب و کافی را نداشته باشید میتواند تبدیل به یک ضد تبلیغ شود. بطول مثال شما محصولی را تبلیغ می کنید که توان تولید آن را بصورت گسترده ندارید. این فرصت برای کسب و کار شما به یک ضد تبلیغ تبدیل خواهد شد.

ضد تبلیغ چیست ؟

بدیهی است که چه در امور معنوی و چه در امور مادی و بازرگانی، این تبلیغ یا آگهی (اطلاع رسانی و آگاهی بخشی)، باید به همراه جاذبه باشد تا در مخاطب میل و رغبت به روی‌آوردن و گرویدن ایجاد نماید و اگر دافعه ایجاد کند، به آن می‌گویند “ضد تبلیغ”،در تبلیغ (آگهی)، اصول و چارچوب‌هایی وجود دارد که اگر رعایت شود، بازدهی را افزایش می‌دهد و اگر نشود، چه بسا حتی تبلیغ را به ضد تبلیغ مبدل نماید.

یکی از شیوه های تبلیغی از نظر منتقدان در مفهوم عام ضد تبلیغ می باشد که مجله محیطی برای توضیح و آشنایی در زمینه استفاده از ضد تبلیغ برای تبلیغات با توضیح یک مثال از آگهی های تجاری در دو دهه 1950 و 1960 پرداخته است که به شرح ذیل می باشد:

طراحان و سازندگان آگهی های تجارتی در دو دهه 1950 و 1960 بخش مهمی از تبلیغات خود را روی الگوهای سنتی قشر جداگانه زنان و مردان در خانه و جامعه، کارآمدی و قابل اعتمادبودن محصول مورد بحث و الهام گرفتن از جامعه بی نقض و عیب موسوم به «رویای آمریکایی» استوار کرده بودند.

42755_370اما شرکت اتومبیل سازی فولکس واگن به شکلی بسیار متواضعانه این رسوم و باورها را درهم شکست. مدل «بیتل» (سوسک) از محصولات شرکت فولکس قورباغه ای معروف بود، اتومبیل موردعلاقه مردم آمریکا و یا مناسب روش زندگی آنان نبود. اولا که محصول آلمان بود که در دهه های پس از جنگ جهانی دوم، مردم آمریکا هنوز دید خوبی نسبت به آنها نداشتند. ثانیا شکل و شمایل بسیار عجیبی داشت و موتور آن با سر و صدای فراوان ناله می کرد.

در مقابل در آن زمان اتومبیل های موردعلاقه مردم آمریکا بسیار بزرگ، با موتورهای پرقدرت و با ظاهری بسیار «شیک» و پرزرق و برق بودند. در دهه هایی که اتومبیل سازان آمریکایی از شکوه و قدرت صنعت هواپیماسازی الهام می گرفتند مدل «بیتل» ساخت فولکس واگن بسیار لخت و قلمبه به نظر می رسید.

42756_309اما در سال 1959 شرکت فولکس واگن کارزار تبلیغاتی معروف خود با عنوان «به کوچک فکر کن» را به راه انداخت و با این کار مشخصا اندازه محصول خود را که بیش از همه در آمریکا عجیب به نظر می رسید هدف گرفت.

در این آگهی های تجارتی برخلاف شیوه مرسوم در آن زمان نه از دختران خوش قد و بالا خبری بود و نه از ظاهر مردان موفق و شیک پوش که این اتومبیل را بخواهند و برانند. با این وجود این آگهی ها به یک نقطه تحول بزرگ بدل شد.
به اعتقاد بسیاری از کارشناسان صنعت تبلیغات، فعالیت های تبلیغاتی فولکس واگن را می توان دوران پسامدرن آگهی های تجارتی نامید. دورانی که برخلاف کلیشه های جدی و تکراری، طنز و حتی به شوخی گرفتن محصول مورد بحث راه را برای جلب توجه عموم به آن گشود.

42758_308پس از آن شرکت فولکس واگن یک کارزار تبلیغاتی دیگر را با عنوان «لیمو ترش» (اصطلاحی که در آمریکا برای اتومبیل های پرخرج و نیازمند تعمیر استفاده می شود) آغاز کرد که در آن اینطور جلوه داده می شد که خریداران اتومبیل های شرکت فولکس واگن در حال نابودکردن خودروهای مزخرف هستند و با زیرکی پیام می داد که «بیتل» هم یک «لیموترش» است.

در یک تمام صفحه روزنامه تصویری از یک بیتل سیاه آمده بود که زیر آن کلمه «لیموترش» با حروف بزرگ چاپ و در زیر آن چگونگی کنترل کیفیت و اینکه چگونه معایب این مدل قبل از اینکه به دست مصرف کننده برسد رفع می شود، نوشته شده بود و در آخر با این جمله تمام می شد؛ «ما لیموترش می چینیم و شما آلو تحویل می گیرید».این برای نخستین بار بود که چیزی به عنوان «ضدتبلیغ» در یک آگهی تجاری استفاده می شد.

نقش ضد تبلیغ در تبلیغات

امروزه کارشناسان صنعت تبلیغات با تحقیقات فراوان متوجه شده اند نقش ضد تبلیغات برای تبلیغات موثرتر و پیچیده تر و در عین حال بسیار تاثیر گذارتر از انواع تبلیغات مستقیم است.این در حالی است که شرکتهای پیش روی جهان مثل مایکروسافت و اینتل و ای بی ام و…..سعی نموده اند علاوه بر تاکید بر اصول اخلاقی حاکم بر سازمانشان بصورت عملیاتی و نمادین در تبلیغ های گسترده خود حتی بر کارهای خیریه و بنفع اجتماع تاکید داشته آنرا زیر ذره بین تبلیغات ببرند. برای مثال ریچارد برانسون میلیاردر بزرگ در کتاب “درنگ نکن انجامش بده ” می گوید : به کسی صدمه نزنید و همواره به این فکر کنید که چه کارهایی می توانید انجام دهید تا به دیگران کمک کنید و کارهای خیر انجام دهید .
نکته مهم دیگر این است که متاسفانه در تبلیغات و معرفی خود همیشه به آشتی با جامعه هدف بیندیشیم نه اینکه خود را برتر از جامعه هدف و یک پدیده نو ظهور و یا تافته جدا بافته معرف کنید که این خود ضد تبلیغ است.

منبع خبر : مجله محیطی دات کام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.